خانه » مقالات » یک راهکار برای پیشگیری از طلاق (ریکاوری)
یک راهکار برای پیشگیری از طلاق  (ریکاوری)

یک راهکار برای پیشگیری از طلاق (ریکاوری)

author

نویسنده : فاطمه بیرانوند

بازدید : ۲۰۱ بار

نوشته شده در : ۱۳۹۸/۱۲/۱۹ ساعت ۱۶:۳۹

روزی یکی از دوستان رمان‌نویسم که از بردن نامش معذور هستم گفت که به من رشک می‌برد که از همسرم جدا شده‌ام و به من توصیه کرد که دیگر هرگز ازدواج نکنم...

روزی یکی از دوستان رمان‌نویسم که از بردن نامش معذور هستم گفت که به من رشک می‌برد که از همسرم جدا شده‌ام و به من توصیه کرد که دیگر هرگز ازدواج نکنم.

او هم آرزو داشت که طلاق بگیرد، ولی به‌خاطر فرزندانش مجبور به تحمل بود.

چند روزی بود که فکر می‌کردم چگونه است که برای هرچیزی زمانی برای استراحت وجود دارد، ولی ازدواج یک وظیفۀ مادام‌العمر و بدون وقفه است؟ آیا بهتر نبود که زن و مرد بعضی اوقات برای چند روز از هم فاصله می‌گرفتند؟

وقتی همین فکر را با او در میان گذاشتم و گفتم که از همسرت بخواه که به تو مرخصی بدهد و بگذارد چند روزی بروی به جایی دیگر در جواب گفت: «شوهرم همینجوری‌اش هم مرد نازک نارنجی‌ای است و اگر همچین چیزی را ازش بخواهم، قهر می‌کند.»

بعداً وقتی کتاب خواستن توانستن نیست اثر بنجامین هاردی را می‌خواندم دیدم در این کتاب هم به همین ایدۀ من پرداخته بود و نویسنده این ایده را در عمل به کار بسته بود و نتیجه خیلی هم خوب بود.

بعداً دربارۀ مطالب این کتاب، با مردی در توییتر که او هم از همسرش جدا شده بود حرف زدم و او از من خواست که از بخش‌هایی که در این باره هستند عکس بگیرم و برایش بفرستم.

این مرد عاشق همسر سابقش بود و همسرش به گفتۀ او بدون هیچ دلیلی از او طلاق گرفته بود.

او برای فراموش کردن همسرش حتی به زندگی در خارج هم پرداخته بود، ولی این موضوع اثربخش نبود.

وقتی از مطالب کتاب برایش عکس گرفتم و فرستادم خیلی از این ایده خوشش آمد و افسوس خورد که این ایده در ایران اجرا نمی‌شود.

گفت: «مردم ایران افرادی عجیب و غیرقابل پیش‌بینی هستند که فقط به‌فکر معیشت خود هستند.»

بنجامین هاردی نام این تکنیک را گذاشته ریکاوری و آن را اینگونه در کتابش نوشته است:

«تازگی‌ها، یک آخر هفته را با دوستم ریچارد پاور ایوانس گذراندم. او پایه‌گذار گروه مردانه‌ای به نام قبیلۀ پادشاهان است.

هدف این گروه کمک به مردان در ایجاد دوستی‌های واقعی و صمیمانه (چیزی که این روزها کمتر می‌بینیم) و فراهم آوردن محیطی برای غلبه بر چالش‌های زندگی، داشتن تجربه‌های شادی‌بخش و ارتقاء دیدگاهشان در زندگی است. ریک چند بار در سال گروه‌هایی از اعضای انجمن را به مزرعۀ خودش در جنوب یوتا دعوت می‌کند.

ریک مرا دعوت کرد تا نظارتی روی مزرعه و برنامۀ خلوت‌گزینی‌اش داشته باشم.

در آنجا از دیدن دو چیز شگفت‌زده شدم؛ اول زیبایی بی‌حدوحصر یوتای جنوبی- مزرعۀ ریک درست کنار پارک ملی زیون بود.

اما مطلب دیگری که مرا به شگفتی واداشت، فرهنگ گروه و هدف خلوت‌گزینی آن‌ها بود. هیچ برنامۀ خاصی به گروه دیکته نمی‌شد.

ریک به من گفت: «مردها همیشه سرشان شلوغ است، ولی آن‌ها به استراحت هم نیاز دارند. خب، دو روز آینده هیچ برنامۀ خاصی نداریم. صبحانه ساعت نه صبح سرو می‌شود، ولی اگر کسی دلش خواست بیشتر بخوابد هم مانعی وجود ندارد.»

در آنجا وقت زیادی را به سواری با موتور چهارچرخ و گفت‌وگو با آقایان گروه گذراندم. 

حتی یک بار هم پینت‌بال بازی کردیم، اما وقت زیادی هم برای خودم داشتم و به مطالعه، نوشتن مقاله، قدم‌زدن در اطراف مزرعه و گوش‌دادن به کتاب‌های صوتی و لذت‌بردن از مناظر زیبای اطراف پرداختم.

جالب آن است که پس از این دو روز دوری، عشقم نسبت به همسرم، فرزندانم و زندگی‌ام به‌شدت بیشتر شد.

با فاصله‌گرفتن از روال عادی زندگی می‌توانستم بهترین بخش‌های زندگی را ببینم؛ بخش‌هایی که به‌خاطر سادگی به‌راحتی نادیده گرفته و یا بی‌اهمیت تلقی می‌شوند.

تا وقتی به فرودگاه رفتم با همسرم تماس نگرفته بودم؛ چون یکی از اهداف این خلوت‌گزینی دور شدن و پیوند دوباره با خودمان و زندگی بود، اما وقتی به او زنگ زدم، با عشقی بیشتر از هر زمان دیگری به او گفتم چقدر برایم ارزشمند است.

از اینکه می‌دیدم بسیاری از اوقات اهمیت او، فرزندانمان و موهبت‌های بزرگ زندگی‌ام را فراموش می‌کردم، احساس شرمندگی می‌کردم.

اما در طول همین دو روز اقامت کوتاه و خلوت‌گزینی، نه‌تنها چشمم به بسیاری از موهبت‌های بزرگ زندگی‌ام روشن شد، بلکه نسبت به بسیاری از پروژه‌های آینده نیز بینش پیدا کردم.

محیط واقعاً تأثیر بسزایی روی فرد داد و ریک با ایجاد چنین محیطی کاری فوق‌العاده انجام می‌داد. من در آنجا کنار مردان خوب دیگر سرگرمی‌های زیادی داشتم؛ توانستم به معنای واقعی استراحت کنم، ریکاوری کنم، تنظیم شوم و دوباره با خودم ارتباط برقرار کنم.

با این تجربۀ اعلا، توانستم اعماق روح خودم و انگیزه‌های مهمم را ببینم. احساس خوشبختی می‌کردم و ایده‌های ناب به ذهنم راه یافتند.»

در دوران ازدواجم بدون اینکه از این ایده خبر داشته باشم، خیلی روزها بود که دوست داشتم مثلاً چند روزی را در خانۀ پدرم بمانم، ولی همسر سابقم همیشه با این موضوع مخالفت می‌کرد.

شاید اگر این اتفاق می‌افتاد هرگز کارمان به طلاق نمی‌کشید.

البته همسر سابقم برای خودش همیشه از این دورهمی‌ها داشت و بسیاری از شب‌هایش را با دوستانش می‌گذراند، یعنی او از این تکنیک برای خودش استفاده کرده بود، ولی من از آن بی‌بهره مانده بودم.

شاید برای همین بود که او هیچ علاقه‌ای به جدایی از من نداشت و فقط این من بودم که آن زندگی را مثل اردوگاه کار اجباری می‌دیدم.

یادم می‌آید یک زمانی زن و مرد برای طلاق، به‌محض اینکه به دادگاه می‌رفتند مجوز طلاق را دریافت می‌کردند و به سرعت همان روز طلاق می‌گرفتند. ولی سه سال پیش که من داشتم طلاق می‌گرفتم، این روند حدود یک ماه و نیم به‌طول انجامید و تازه شنیده‌ام که این روزها از این هم بیشتر شده.

دادگاه‌ها فکر می‌کنند هرچه پروسۀ طلاق را طولانی‌تر کنند ممکن است زن‌ و مرد پشیمان شوند و برگردند سر خانه و زندگی‌شان. در صورتی که این موضوع به‌جز اعصاب خوردی هیچ نفع دیگری برای متقاضیان طلاق ندارد.

زن و مردی که تصمیم به طلاق می‌گیرند دیگر زندگی‌شان به نقطۀ آخر رسیده.

البته اگر همان مشاورانی که دادگاه برای زن و مرد تعیین می‌کند همین تکنیک ریکاوری را به آن‌ها پیشنهاد می‌دادند، چه بسا زن و مرد از طلاق منصرف می‌شدند.

فکر می‌کنم این راهکار برای زنان شاید حتی بیشتر از مردان الزامی باشد، چون اکثر زنان هیچ استراحتی در زندگی ندارند.

یک نمونه همین خانه‌داری که برخلاف سایر شغل‌ها که بعد از سی سال، به فرد بازنشستگی می‌دهند، شغلی مادام‌العمر است و زن تا زنده است و توان ایستادن روی پاهایش را دارد مجبور است که آن را انجام دهد.

حتی ما زنانی را داریم که هم شاغل هستند و هم کارهای خانه را انجام می‌دهند و مردان هیچ گونه کمکی در این امر به آن‌ها نمی‌کنند.

یک زن برای اجرای این ایده می‌تواند از تورهای مسافرتی استفاده کند و با دوستانش به یک سفر یکی دو روزه برود.

وقتی صحبت از سفر مجردی به میان می‌آید همه یاد مردان می‌افتند که با دوستانشان به مسافرت می‌روند و کمتر کسی هست که به یاد داشته باشد زنی را در یک سفر مجردی دیده باشد.

پس جای هیچ تعجبی نیست که وقتی مشاوری که من و شوهر سابقم پیش او رفتیم گفت که از هر یازده مورد پروندۀ طلاقی که به او داده می‌شود، در ده تایشان تقاضای طلاق از جانب زن صورت می‌گیرد.

این نشان از این دارد که برخلاف اینکه زنان پیش از ازدواج بیشتر از مردان مایل به ازدواج هستند، ولی برای طلاق بیشتر آن‌ها هستند که پیشقدم می‌شوند و اینکه زندگی متأهلی مدرن چه فشاری بر آنان وارد کرده است.

 

 

 

 

کلمات کلیدی :
طلاق ازدواج زنان خانه‌دار مشاوره دادگاه
نظرات کاربران

این درست نیست باور کنید کسی ازت فاصله میگیره ..رفته رفته بیشترم میشه اون ورم هرکاری ساز خودش رو میزنه و با حرفی مهم ترین حرفم اینه تو زندگی با ۲۹سالم یادگرفتم ... دو نفر باهم باشن باهم همه چی رو میسازن..هر دردی هرمشکلی .فقط کافیه همدیگرو بخوان

این پیشنهاد من فقط برای اونایی بود که هیچ راهی جز طلاق پیش روشون قرار نداره. وگرنه وقتی دو نفر همدیگر رو بخوان، طبیعتاً به طلاق هم فکر نخواهند کرد.

ارسال نظر
پست الکترونیکی الزامی است پست الکترونیکی صحیح نیست
متن پیام الزامی است
captcha
کد امنیتی صحیح نیست
ارسال سپاس از پیام شما متاسفیم. لطفا دوباره ارسال کنید
loading
دربــاره ما
در این سایت از تجربیاتم می‌نویسم و هرآنچه شاید برای دیگران راهگشا و الهام‌بخش باشد.

پست الکترونیکی : info@fatemebeyranvand.ir